جهان تا همین سال پیش بود که با دبی آشنا شد. شهری که مجلات بزرگ و معتبر غربی از آن، چنین یاد میکردند: ثروتمند، قوی، ارزان و تهدیدی برای دیگر شهرها. اما بیشتر از همه، دبی به عنوان شهری جدید در این مجلات معرفی میشد. این کلانشهر با ساختمانهای بلند قامتش توانست توجه مردم جهان را به سمت آسمانخراشهای متعدد و گوناگونی فرهنگ مردم خود جلب کند. تقریباً ۹۶٪ از جمعیت دبی، اهل این شهر نیستند. دبی در این زمینه نیویورک را نیز پشت سر نهاده است؛ تنها ۳۷۷٪ از جمعیت نیویورک را مهاجران تشکیل میدهند. عجیب به نظر میرسد؛ اینطور نیست؟

از هر نظر که بخواهید به دبی نگاه کنید، تمامی چیزهای این شهر، از دیگر مناطق دنیا وارد آن شده است؛ از ساختمانها و خودروهای لوکس، لهجهی مردم گرفته تا آرزوهای مردمش، همه و همه متعلق به جایی غیر از دبی هستند. در واقع تنها بخش زیباییها و پیشرفتهای بینظیر دبی که متعلق به خودش است، همان بخشی است که از دیگر نقاط جهان به عاریت گرفته است! از دبی با عنوان پدیدهای نوظهور یاد میشود، اما دبی همان شهر قدیمی با ظاهری جدید است. ۳۰۰ سال است که شهرهای غرب، جسورانه تلاش کردهاند خود را با دنیای مدرن تطابق دهند. زمانی، پیشرفت شهرها و آشنایی مردم با آنها، محدود به مسافرت با قطار و کشتی بود؛ اما امروزه، هواپیماها این کار را آسان کرده و موجب پیشرفت روز افزون شهرهای سراسر جهان شدهاند. بنابراین، اگرچه شهر دبی پدیدهای نوین است، اما سرزمین دبی چیز جدیدی نیست. منظور ما این است که در عصر ارتباطات، هر سرزمین و مکانی میتواند به سرعت پیشرفت کند.
همانطور که خطوط راهآهن موجب پیشرفت شهر شیکاگو شد، شرکتهای هواپیمایی نیز در توسعهی دبی نقش مهمی ایفا کردند. در سال ۱۹۷۴۴، شیخ رشید از شیخ محمد خواست تا توسعهی فرودگاه بینالمللی دبی را در الویت کارها قرار دهد. در دههی ۱۹۸۰، شیخ محمد، خلبان کارکشتهی هواپیمایی بریتانیا را برای مدیریت شرکت هواپیمایی امارات به خدمت گرفت. هواپیمایی امارات، شرکتی دولتی بود که توسط کارشناسان خبرهی غربی اداره میشد تا بتواند در عرصههای بینالمللی یکهتازی کند.
در همان سالهای ابتدایی، امارات، شهر دبی را به مناطق اطراف خود متصل کرد. ایرانیها و عربستانیهای بسیاری برای گشت و گذار به دبی میآمدند.

سرمایهگذاران و کارآفرینان روسی وقتی وارد دبی شده و قفسه های خالی فروشگاههای این شهر را دیدند، اجناس خود را طی دورهی سقوط شوروی، به فروشندگان اهل دبی فروختند. تا سال ۱۹۹۰، هواپیمایی امارات با علم به این موضوع که بیشتر جمعیت جهان مایل به داشتن سفری امن به اقصی نقاط دنیا هستند، پروازهایی برای لندن، فرانکفورت و سنگاپور تدارک دیده بود. شرکت هواپیمایی امارات با پیشرفت روز افزونش، تبدیل به اختاپوسی شد که با هر پای خود یک نقطه از جهان را به سمت دبی جذب میکرد. برخی از تاجران و سرمایهگذاران خارجی، به دلیل بدون مالیات بودن کسب و کار در دبی، پس از ملاقات از این شهر، در آن ماندگار شدند. کشورهای بسیاری از جمله بریتانیا، مالیات درآمد خارجی خود در دبی را پرداخت نمیکنند؛ آمریکا برای درآمدهای حاصل از سرمایهگذاری خارجی خود در دبی، سالانه ۹۱٫۵۰۰ دلار مالیات به دولت امارات پرداخت میکند. تا سال ۱۹۹۵، تقریباً ۲۰ هزار بریتانیایی در امارات زندگی میکردند که جزو اولین مهاجران دبی بودند. زندگی در امارات برای مردم بریتانیا آسانتر از دیگران بود، چرا که آنان پیشتر و به واسطهی شرکتهای هواپیمایی وارد این کشور شده بودند. بعدها، سیل عظیمی از وکلا، معماران و بانکداران از سراسر دنیا وارد این شهر توسعه یافتهی جهان اولی شدند.

مسألهی مهم دیگر در مورد امارات این است که این کشور هیچ قانون ضدتبعیض گرایانهای ندارد اما شرکت هواپیمایی امارات سیاستی دارد که ترجیج میدهد تنها از مهمانداران زن در خدمهی هواپیماهای خود استفاده کند. دبی ایستگاه رایجی برای هواپیماهای دزدی بود که برای سوختگیری توقف میکردند؛ به همین دلیل، شیخ محمد نیز به یکی از باتجربهترین افراد در زمینهی مذاکره با هواپیما رُبایان شد. شیخ محمد در رویارویی با گروههای تروریستی و تبهکار، هرگز جان مسافری را در معرض خطر قرار نداد. اخبار موفقیت شیخ، آن طور که باید و شاید در رسانههای بینالمللی بازتاب نداشت، اما اماراتیها راهبرد دیگری برای تبلیغ شهر خود داشتند؛ آنان از دبی به عنوان منطقهای باثبات و ثروتمند یاد کردند که اگرچه حاکمی سلطهگرا دارد، اما قادر است امنیت را در شهر تضمین کند. دبی برای پیشرفت خود تنها یک جرقه لازم داشت. این جرقه، بدترین هواپیما ربایی تاریخ، یعنی حادثهی ۱۱ سپتامبر بود.
اگرچه تنها یک اماراتی در میان هواپیما ربایان حادثهی یازده سپتامبر وجود داشت، دبی شدیداً در معرض حملهی دیگران بود. از آنجایی که دبی، قطب هوایی خاورمیانه محسوب میشود، بیشتر حادثهآفرینان و تبهکاران حادثهی یازده سپتامبر، از طریق فرودگاه بینالمللی دبی وارد آمریکا شده بودند. همچنین پولی که به عنوان هزینهی این حادثه در نظر گرفته شده بود نیز از طریق بانکهای دبی منتقل شد. علاوه بر این، مغز متفکر اماراتی این عملیات، در شروع حملات از اسامه بن لادن نیز حمایت کرده بود. در سال ۱۹۹۹۹، سازمان سیای آمریکا فرصت دستگیری بن لادن را داشت اما چون فکر میکرد که حادثهی یازده سپتامبر با شاهزادهی اماراتی در ارتباط است، بن لادن را رها کرد. آمریکا میتوانست با یک موشک، نیمی از خانوادههای سلطنتی امارات را از صحنهی روزگار محو کند. دبی مجبور شد با آمریکا کنار بیاید اما کماکان دل خوشی از آمریکاییها نداشت. امارات یکی از سه کشوری بود که طالبان را جزو حاکمان بر حق افغانستان میدانست؛ این موضوع در کنار حملات یازده سپتامبر، لطمات بسیاری بر شهرت دبی وارد کرده و بر جمعیت آن تأثیر بدی گذاشت. در عوض، به دلیل بحران مالی که در سطح جهان به وجود آمد، مردم دنیا بار دیگر به دبی هجوم آوردند و جمعیت این شهر باز هم با افزایش روبرو شد. پس از تصویب «لایحه میهن دوستی» در آمریکا که بعد از وقایع یازده سپتامبر انجام شد، اقداماتی برای پولشویی در این کشور صورت گرفت. با این وجود، سرمایهگذاری در حوزهی خلیج فارس و نواحی اطراف دبی، بسیار جذابتر از آمریکا به نظر میرسید. طبق برآوردها، گفته میشود که عربستان به تنهایی ۳۰۰ میلیارد دلار از داراییهای خود را در آن زمان از آمریکا خارج کرد. در همان دوره، آمریکا به افغانستان و عراق حمله کرد و موجب بیثباتی و در نتیجه افزایش قیمت نفت شد. البته قیمت نفت به دلیل تقاضای بالای کشورهایی مانند چین و هند رو به افزایش بود اما با حملات آمریکا، این روند تسریع شد. بنابراین، حملات یازده سپتامبر موجب شد تا سود حاصل از نفت در دبی باقی بماند. دبی که قطب اقتصادی منطقه بود، سرمایهگذاری در آن کار عاقلانهای به نظر میرسید. شیخ محمد نیز درآمدهای خود را در زمینهی چاه نفت سرمایهگذاری کرد.

در سال ۲۰۰۲، شیخ محمد حکمی صادر کرد که طی آن، خارجیها میتوانستند در دبی مالک خانه شوند. امارات اولین کشور حوزه خلیج فارس بود که دست به چنین کاری میزد. قبل از صدور این حکم، دبی در بازار مسکن سهمی نداشت. البته مالکیت زمینهایی که به خارجیها داده میشد، کامل و صد درصد نبود؛ زمینها یا همگی تحت تملک شیخ بودند یا در اختیار افراد مورد اعتماد وی بودند. همه از جمله خارجیها به نوعی مستأجر شیخ بودند. طبق فرمان شیخ محمد در سال ۲۰۰۲، همه میتوانستند در دبی خانه بخرند که در واقع فرصت خوبی برای خانوادههای ثروتمند ساکن کشورهای اطراف بود. لبنانیهای ثروتمند که از وقوع یک جنگ داخلی دیگر هراس داشتند، هندیهای تازه به دوران رسیده که قصد فرار از کشور فقر زدهی خود را داشتند و روسهای پولدار برای دوری از فساد دولتی کشورشان، همگی با ترک کردن وطن خود و مهاجرت به دبی، موجب غنیتر شدن این شهر خاورمیانهای شدند. دبی برای افراد ثروتمند و همچنین اختلاسگران خاورمیانه، آفریقای شمالی، جنوب آسیا و شوروی مکان بسیار مناسبی تلقی میشد؛ درست همان نقشی که شهر میامی آمریکا برای ثروتمندان کشورهای آمریکای لاتین ایفا میکرد. نمونهی بارز این مسئله در سال ۲۰۰۹ اتفاق افتاد؛ یعنی زمانی که رئیسجمهور آذربایجان ۹۹ کاخ مجلل کنار ساحلی در دبی خریداری کرد. مجموع قیمت این عمارتها ۴۴ میلیون دلار و همگی به نام پسر ۱۱ سالهاش بود.
با وجود فرمانی که شیخ امارات دربارهی مالکیت زمین صادر کرد، شرکت جهانی مشاور املاک Jones Lang LaSalle در سال ۲۰۰۲ از دبی و لاسوگاس با عنوان برترین شهرهای جهان یاد کرد. گزارش این شرکت موجب شد تا دبی به همراه دوبلین (پایتخت ایرلند) و لاسوگاس که در آن زمان جزو شهرهای مطرح بودند، با رشدی چند برابری مواجه شوند. البته از این میان، دبی بیشترین رشد و توسعه را تجربه کرد.
اگر سن پترزبورگ روسیه، نمونهی بارزی از شهر بازسازی شده باشد، در این صورت، دبی را باید تخیلات شگفتانگیز یک معمار دانست که طراحی خود را از کامپیوتر درون یک بیابان بی آب و علف پیاده کرده است. ساختمانهای مسکونی دبی در کنار سواحل احداث شدند و دفاتر اداری در قالب آسمانخراشهای بلند در اطراف بزرگراههای این شهر قد بر افراشتند. جاده شیخ زاید نمونهی بسیار خوبی است.
شرکتهای معماری و ساختمانسازی برای پاسخگویی به نیاز مسکن و احداث ساختمانهای اداری دبی، کارمندان بسیاری وارد شهر کرده و همه را به خدمت میگرفتند. بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸، جمعیت دبی دو برابر و وسعت مناطق شهری آن چهار برابر شد. در سال ۲۰۰۸، توسعهی عمرانی دبی همتراز شانگهای شد.
شیخ محمد با هدف جذب شرکتهای چند ملیتی به دبی، موفق شد این شهر را به قطب اقتصادی خاورمیانه تبدیل کند. در اوایل دههی ۱۹۸۰، شیخ محمد با تبدیل جبل علی به عنوان اولین منطقه آزاد دبی جان تازهای به این شهر بخشید. البته این کار نصفه و نیمه انجام شد. مناطق آزاد اکثر کشورها به شهرهایی گفته میشود که شرکتهای آن از پرداخت مالیات معاف هستند. اما در دبی شرکت یا درآمدی وجود نداشت که مالیات داشته باشد. در واقع، درآمد امارات از سود شرکتهای دولتی و ذخایر نفتی به دست میآمد. شهر جبل علی بیشتر شبیه یک «منطقه آزاد اقتصادی» با قوانین جداگانه بود. خارج از مرزهای جبل علی، قوانین کشوری حاکم بود اما داخل آن انعطافهایی برای توسعهی اقتصادی در نظر گرفته شده بود. برای جبل علی، قانون مدنی خاصی نوشته شده بود که طی آن، شرکتهای این شهر میتوانستند مانند کشورهای غربی و بدون محدودیت به فعالیتهای اقتصادی خود ادامه دهند. با وجود قوانین جدید در جبل علی، این شهر به یکی از پر رفت و آمدترین بنادر جهان تبدیل شد. امروز، جبل علی سالانه واردات و صادرات ۱۰ میلیون کانتینر را مدیریت میکند.

با موفقیت جبل علی، شیخ محمد شهرهای دیگری را نیز به مناطق آزاد تبدیل کرد تا صنایعی که موجب رونق اقتصادی دبی میشوند، را جذب کشور کند. اما تبدیل دبی به یک منطقه آزاد، چیزی فراتر از توسعهی اقتصادی بود. «یک شهر با چندین قانون مختلفِ حاکم بر آن»، تعریف به جا و مناسبی برای دبی است. شهرهای بزرگ جهان در زمینهی قانونگذاری برای جمعیت گوناگون خود، همواره با مشکلات خاصی دست و پنجه نرم میکنند. دبی برای مقابله با این مشکل، روش جدیدی داشت. در شانگهای، برای افراد مختلف بسته به ملیتشان، قوانین جداگانهای وجود دارد اما در دبی، برای هر نقطه از شهر، قوانین مختلفی وضع شده است؛ بنابراین بسته به این که در کجای دبی زندگی میکنید، بایستی از قوانین جداگانهای پیروی کنید. طبق قوانین شانگهای، مهم نیست در چه نقطهای از شهر زندگی میکنید، «مصونیت دیپلماسی» به شما اجازه میدهد طبق قوانین کشور خود زندگی کنید. مصونیت سیاسی بدان معنا است که مهاجران از رعایت قوانین کشور میزبان معاف هستند. البته این موضوع عمدتاً شامل حال مأموران سیاسی میشود. قوانین مناطق آزاد دبی از نقطهای به نقطهی دیگر متفاوت هستند؛ گویی از کشوری به کشور دیگر مسافرت میکنید!
منطقه آزاد «مرکز مالی بینالمللی دبی» در سال ۲۰۰۲ افتتاح شد که در بیابانی خارج از جادهی شیخ زاید واقع شده است. این مجموعه توسط یک شرکت مهندسی سان فرانسیسکویی به نام جنسلر (Gensler) ساخته شد. این ساختمان اداری بزرگ به شکل نعل اسب و دارای ۱۲۲ طبقه است که با گذشت زمانی اندک، غولهای عرصهی بانکداری جهان مانند سیتیبانک، اچاسبیسی، استاندارد چارترد و کردیت سوئیس وارد آن شدند. طرح کلی ساختمان «مرکز مالی بینالمللی دبی» توسط یک شرکت آمریکایی مختص پادشاه دبی ایجاد شده است. البته طراحی ساختمان مذکور با مشاورهی شرکت McKinsey به انجام رسید. این شرکت به دولت امارات توصیه کرد یک منطقهی اقتصادی به سبک و سیاق و قوانین شرکتهای غربی در دبی احداث کند. وظیفهی نوشتن قانون مناسب برای منطقه آزاد «مرکز مالی بینالمللی دبی»، بر عهدهی «ارول هوپمن» که از کمیسیون سرمایهگذاری و بیمهی استرالیا به امارات آمده بود، گذاشته شد. در واقع کاری که باید انجام میشد، این بود که قوانین مدنی و حقوق تجارت این منطقه آزاد، حذف شود. طبق گفتهی هوپمن، قوانین منطقه آزاد «مرکز مالی بینالمللی دبی» عمدتا بر اساس قوانین بریتانیا هستند. از نظر هوپمن، این منطقه آزاد مانند کشوری درون یک کشور دیگر است؛ درست مثل واتیکان. به لحاظ جغرافیایی، منطقه آزاد «مرکز مالی بینالمللی دبی» داخل دبی قرار گرفته است اما قوانین حاکم بر آن کاملا متفاوت هستند. این منطقه آزاد نظام حکومتی مختص خود را دارد که حتی یک قاضی بریتانیایی در دادگاه آن، قضاوت میکند و حتی ارز رسمی این منطقه به جای درهم، دلار و زبان رسمی آن نیز انگلیسی است.

طبق گفتهی هوپمن، همه چیز در منطقه آزاد «مرکز مالی بینالمللی دبی» متفاوت است؛ قوانین این مکان کاملا مجزا از دولت امارات متحده عربی و نوع تجارت نیز به نوع دیگری در آن انجام میشود. کمی آن طرفتر از منطقه آزاد دبی، زندان بدهکاران این شهر واقع شده است. تقریباً ۴۰٪ از زندانیان دبی، به دلیل اتهامات بدهکاری زندانی شدهاند اما نکته قابل توجه اینجا است که زندانیان میتوانند با دلار آمریکا و به زبان انگلیسی، به تجارت بپردازند. شیخ محمد علاوه بر تبدیل دبی به قطب اقتصادی خاورمیانه، با جذب شرکتهای بزرگ به سمت دبی، به دنبال تبدیل این شهر به مرکز فناوری و رسانهی منطقه نیز بود. در سال ۱۹۹۹، آب دریا در مناطق اطراف دبی بالا آمده و تا جاده شیخ زاید رسید که موجب شد دو منطقه آزاد به نامهای شهر اینترنت و شهر رسانه در این مکان تشکیل شود. امروز، برجهای دوقلوی ۵۳ طبقهی کرایسلر (برجهای الکاظم) در کنار یکدیگر و در راستای بزرگراه قرار گرفتهاند.

برجهای کرایسلر دبی نماد اینترنت و رسانه در مناطق آزاد دبی هستند، سعی دارند با شباهت زیاد و عمیق به آمریکا، موفقیت این کشور را در دبی تجربه کنند. دولت امارات برای این که بتواند شرکتهای مختلف را برای سرمایهگذاری و انتخاب این برجهای دو قلو برای کار اغوا کند، سیاستهای متفاوتی برای این برجها در نظر گرفته که شامل انعطاف بسیاری در زمینهی ارائهی اینترنت آزاد میشود. دولت امارات وعده داده که اینترنت موجود در این دو برج، دسترسی کامل به تمامی وبسایتهای دنیا را خواهد داشت؛ البته وبسایتهایی که با رژیم صهیونیستی در ارتباط باشند، کماکان غیرقابل دسترسی خواهند بود. امارات نسبت به کشورهای مشابه مانند چین، با شفافیت بالاتری موضع خود را اعلام میکند و نسبت به دسترسی اینترنت، سیاستهای خود را صراحتاً اعمال میکند. در کشور امارات متحده عربی، وبسایتهایی که مسدود میشوند، این پیغام را نشان میدهند: «متأسفانه دسترسی به این وبسایت، به دلیل محتوای غیر اخلاقی و مغایر با فرهنگ و مذهب امارات متحده عربی، ممکن نیست». کاربران اماراتی با چند کلیک دیگر میتوانند از سیاستهای این کشور برای مسدودسازی اینترنت آگاه شوند. البته کاربران میتوانند وبسایتهایی که به اشتباه مسدود شدهاند را به مراجع ذیربط گزارش دهند تا در صورت صحت موضوع، رفع فیلتر صورت گیرد.
شرکت مشاور املاکی که مسئولیت پروژهی برجهای دو قلو ار در اختیار داشت، برای راهاندازی هر چه سریعتر این برجها و منطقه آزاد «شهر اینترنت»، معاملهای با مایکروسافت انجام داد. طی این قرارداد، مایکروسافت وارد شهر اینترنت دبی شده و یک نمایندگی در آن ایجاد میکند و در عوض، ساختمانی به مدت ۵۰ سال و بدون پرداخت اجاره بهاء به مایکروسافت داده میشود. بدیهی است که این معامله در ابتدا آنچنان که باید و شاید به سود دبی نیست اما در دراز مدت میتواند با نام مایکروسافت، مشتریان بسیاری به سمت این شهر جذب کند. پس از امضای قرارداد مایکروسافت، شرکتهای بسیار دیگری نیز وارد این مکان شدند. امروزه، منطقه آزاد «شهر اینترنت» دبی، نه تنها مرکز مایکروسافت در خاورمیانه است، بلکه شرکتهایی مانند HP، Dell و Canon نیز در این مکان نمایندگیهای خود را دارند. صدها شرکت کوچک و بزرگ در این مجموعه مشغول به فعالیت هستند. اما علیرغم حضور نامهای بزرگی مانند مایکروسافت در دبی، این شهر تنها موفق به جذب بخشهای مالی و بازاریابی این شرکتهای فناوری شده است. عدم وجود آزادی کامل فکری در دبی، موجب شده تا بخشهای اصلی شرکتهای مذکور مانند بخش توسعه و برنامهنویسی نتوانند وارد دبی شوند.

امارات متحده عربی با تضمین آزادی اطلاعات در برج «شهر رسانه» موفق به جذب خبرگزاریهای خارجی بزرگی مانند BBC، CNN، رویترز و چند سازمان عربی زبان مانند الجزیره و العربیه شده است. دبی، مکانی آرام برای اشتغال این شرکتها در چشم خاورمیانه فراهم کرده است و مکانی ایدهآل برای خبرنگاران محسوب میشد تا بتوانند با آسودگی خاطر به گزارش وضعیت جنگ آمریکا با افغانستان و عراق بپردازند. روزنامهنگاران و خبرنگاران میتوانستند سوار هواپیما شده و برای تهیهی گزارش وارد مناطق جنگی شوند و پس از اتمام کار دوباره به منطقهی باثبات و آرام دبی بازگردند.
از نظر شیخ محمد، بخشی از موفقیت منطقه آزاد «شهر رسانه» مدیون آزادی عمومی آن بود. آزادی دبی موجب شد تا خبرنگاران زیادی وارد این شهر شوند و بتوانند به راحتی به کار خود ادامه دهند. دبی علاوه بر پروژههای مسکونی، مراکز خرید بزرگی که درون برخی از آنها پیست اسکی وجود دارد نیز در دل خود جای داده است. جزایر مصنوعی بزرگ که به شکل درخت نخل هستند نیز همگی دست در دست یکدیگر دادند تا موجب شهرت روز افزون دبی شوند.
البته محدودیت آزادی فکری در امارات موجب بروز مشکلاتی برای شرکتهای رسانهای شده است. دولت امارات در ابتدا فکر میکرد که این رسانهها عمدتاً به مسائل منطقه خواهند پرداخت ولی با دخالت آنها در امور داخلی این کشور، اوضاع کمی متفاوت شد. در سال ۲۰۰۷، دولت امارات بنا به درخواست رئیسجمهور وقت پاکستان یعنی پرویز مشرف، دو رسانهی مستقل پاکستانی در این کشور را از ادامهی فعالیت منع کرد. این دو رسانه اقدام به گزارش ناآرامیهای پاکستان در آن زمان میکردند. در سال ۲۰۱۱، وائل غنیم مدیر بازاریابی گوگل در خاورمیانه، از دفتر خود با استفاده از فیسبوک، آشکارا اقدام به سازماندهی انقلاب مصر کرد. بسیاری از شرکتهای حوزه فناوری، علیرغم وجود برخی مشکلات، در دبی به کار خود ادامه میدهند، چرا که مزیتهای آن بیشتر از مشکلاتش است. در پی انقلابهایی که اخیراً در کشورهای عربی به وجود آمده، ممکن است تغییراتی نیز در حکومت دبی اعمال شود که امارات را به کشور بیرقیب جهان عرب در زمینهی رسانه و فناوری مبدل میکند.